هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

10

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

بود كه ادعاى ما بدون چون‌وچرا مورد قبول قرار گرفت . 21 ژانويه - ظهر از اتل خارج شده و چند دقيقه پس از ساعت 6 يعنى در حوالى شب در دهى بدبخت بنام ورىآرا Wareeara پياده شديم . ده مشتمل بر دوازده خانه يا بواقع دوازده سايبان بود كه در يكى از اين خانه‌ها كه متعلق به مردى رنگرز بود شب را بسر آورديم . طول اين مسافت 18 ميل و راه چيزى در سمت مشرق شمال ، زمين مسير عريان و مسطح و پوشيده از ماسه بود . در اين راه فقط دو چاه ديديم ، آب آنها را چشيديم هردو شور و گس ولى مقدار نمك محلول در آب آنها زياد نبود . 22 ژانويه - امروز ساعت 4 به بلا رسيديم . فاصله بلا از آخرين منزلگاه ما 5 ر 10 ميل ، منظره زمين بسيار متنوع ، در بعضى از قسمتها مستور از جنگل انبوه و در بعضى قسمتها صحرا و عريان بود . در حوالى محل سه يا چهار ده مشاهده كرديم كه اراضى مزروعى وسيع داشت و كشت و كار آن عالى به نظر مىآمد . در نيمه راه بسوى گورستانى رانديم كه مدفن اقوام جم ( Jam ) يا رئيس ناحيه بود . دو قبر با سقف گنبدى كوتاه ، از سنگهائى كه از كوهستانهاى اطراف آورده‌اند پوشانده شده بود . اين دو گور و بسيارى از مقابر ديگر با سنگ‌ريزه‌هاى سياه و سفيد كه كلمات و اياتى از قران را نقش مىكردند زينت داده شده است و نيز دور آنها را با سنگهائى نظير آنچه گفته شد محصور كرده‌اند . اين مقابر و مناظر آنها با همه سادگى اثرى مطلوب و خيال‌انگيز دارند . وقتى به شهر بلا نزديك شديم دريافتيم كه روز تعطيل است و جم و اعوان و انصار او بيرون شهر رفته‌اند تا خود را با مسابقه اسب‌سوارى و اسب‌دوانى مشغول كنند . اسب‌دوانى بهترين طريق وقت‌گذرانى و عاليترين تفريح مردم اين سامانست . در چنين مواقع هركس كه بتواند شتر يا اسبى تهيه كند سوار شده و چهارنعل مىتازد . مهارت هدايت